یا صاحب الزمان :

آقايم  مي ترسم از آن روزي که صداي "انا بقية الله" را بشنوم و در خواب غفلت باشم نه نمي خواهم بدتر از آن را فکر کنم که بگويم مي ترسم که در آن روز در مقابلتان باشم و از آن روز پناه مي برم به خدا

آقايم مي ترسم؛ وقتي حس مي کنم و مي بينيم و مي شنوم چه افرادي که چشم به راهتان بودند و امروز منکرتانند و چه افرادي که در راه بودند و منحرف شدند 

سرورم مي ترسم در اين آشفته بازار غبارآلود که حق و باطل آميخته شده است طوري که نه حق شناخته مي شود نه باطل 

اربابم من فقط دلخوشيم اين است که محبت شما در دلم جا گرفته است و از اين بابت خدا را شاکرم ،امامم اگر لطف خدا و هدايت او بوسيله شما نباشد و يا اگر يک لحظه به خود واگذار شوم چنان گمراه خواهم شد که راه از چاه نشناسم

و ياد گرفته ام که اگر شيعه شمايم و اگر محبت شما در دل دارم مغرور نشوم و مطمئن نباشم و اين را از عاشورا آموخته ام، از آن شب تاريخي، از آن شب انتخاب ، و شنيدم که چه کساني با حسين بن علي (ع) همرا ه بودند و در مقابل او قرار گرفتند و چه کساني مدعي بودند و امام را تنها گذاشتند  

امام زمانم ، اما مطمئنم تا زماني که محبت شما در دل دارم اگر گمراه شوم راه را خواهم يافت 

نه هرگز من ادعا ندارم که شيعه شمايم,هر وقت که مدعي شدم ديري نپاييد که دروغم بر خودم برملا شد و از خدا مي خواهم اين لياقت را به من بدهند که شيعه شما باشم  

اما از شما در خواست دارم نکند روزي بيايد و اين نوکر ببيند محبت شما در دلش کمرنگ شده است که آنوقت ديگر ... 

نه نمي خواهم تصور کنم آخر من تا آن لحظه نهايي اميد دارم که در رکاب شما باشم و اين را از عاشورا آموختم 

از داستان اولين کسي که در مقابل حسين بن علي (ع) ايستاد و آنوقت شد اولين کسي که در رکاب آقا به شهادت رسيد

 از حر مي گويم

و اين چراغ اميد را در دل من روشن مي کند 

الهم عجل لولیک الفرج